|
# ای آدما, یکم آدم باشید #
|
||
|
اشتباهی که همه عمر پشیمانم از آن××× اعتمادیست که بر مردم دنیا کردم |
به حساب شما واریز می شود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید ، چون آخر وقت حساب خود
به خود خالی می شود . در این صورت شما چه خواهید کرد ؟ ... البته که سعی می کنید تا آخرین ریال را خرج کنید!
هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم : بانک زمان. هر روز صبح ،در بانک شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته می شود و آخر شب
این اعتبار به پایان می رسد. هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمی شود.
ارزش یک سال را دانش اموزی که مردود شده، می داند. ارزش یک ماه را مادری که فرزند نارس به دنیا آورده، می داند.
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته نامه می داند. ارزش یک ساعت را کسی که پشت در اتاق عمل ایستاده می داند.
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده، می داند.و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، می داند.
هر لحظه گنج بزرگی است، گنج خود را مفت از دست ندهید.
باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمی ماند.
دیروز به تاریخ پیوست.
فردا معماست.
و امروز هدیه ای خدادادی است...
شاید کسی، گوشه ای، دست دعا برای ما برداشته است...
کشتی در طوفان شکست و غرق شد.
فقط دو مرد توانستند به سوی جزیره کوچک بی
آب و علفی شنا کنند و نجات یابند.
دو نجات یافته دیدند هیچ کاری نمی توانند
بکنند.
با خو گفتند: بهتر است از خدا کمک بخواهیم.
دست به دعا شدند،برای اینکه ببیند دعای کدام یک زودتر مستجاب می شود.
آنها به گوشه ای از جزیره رفتند و نخست از خدا غذا خواستند.
فردا مرد اول،درختی یافت و میوه های آن را خورد.
هر چند مرد دوم چیزی برای خوردن نداشت.
هفته بعد،مرد اول از خدا همسر و همدمی خواست،
فردای آن روز کشتی دیگری غرق شد،زنی نجات یافت و به همسری مرد اول در آمد.
اما در دیگر سو،مرد دوم هیچکس را نداشت.
مرد اول از خدا خانه، لباس و غذای بیشتری
خواست و روز بعد تمام چیزهایی که خواسته بود به گونه ای معجزه وار به او رسید.
مرد دوم هنوز هیچ نداشت...
سرانجام مرد اول از خدا کشتی خواست تا او و همسرش را با خود ببرد.
فردا کشتی آمد و در سمت او لنگر انداخت،او
خواست بدون مرد دوم،به همراه همسرش از جزیره برود.
پیش خودش گفت مرد دیگر حتما" شایستگی نعمت های الهی را ندارد.چرا که
در خواستهای او پاسخ داده نشده اند!
زمان حرکت کشتی،ندایی آسمانی شنیده شد :
چرا همسفر خود را در جزیره رها میکنی؟
پاسخ داد : این نعمت هایی که به دست آورده ام
همه از آن خود من است، همه را خود درخواست
کرده ام. درخواستهای او پذیرفته نشد،لابد لیاقت این چیزها را ندارد.
-اشتباه می کنی... این نعمت ها زمانی به تو
رسید که ما تنها خواسته او را اجابت کردیم.
مرد با حیرت پرسید :مگر او چه خواست که من باید مدیون او باشم ؟
-او خواست که تمام خواسته های تو برآورده شوند.
از کجا معلوم که همه نعمت های ما حاصل
درخواسهای خود ما باشند،
شاید کسی، گوشه ای، دست دعا برای ما برداشته است...
از كليه افراد داراي ايميل (پست الكترونيك ) جهت همكاري با ما دعوت به عمل مي آيد به وسيله ايميل خود در سايت ما عضو شويد و ماهيانه از ما حقوق دريافت كنيد ما براي اين به شما حقوق مي دهيم كه شما به ما اجازه مي دهيد تا تبليغات ديگران را به ايميل شما ارسال كنيد ما به ايميل شما تبليغ ارسال ميكنيم و شما بابت ايميل هاي ارسالي ما به ايميل خود حقوق دريافت ميكنيد نيازي نيست كه تبليغات را نگاه كنيد شما به دو صورت از سايت ما حقوق دريافت ميكنيد 1- تبليغ هايي رو كه ما به ايميل شما ارسال ميكنيم كه نيازي هم نيست كه تبليغات را مشاهده كنيد 2-معرفي سايت ما به ديگران و عضويت افراد به صورت رايگان در سايت شما حداقل بايد 10 نفر را به سايت ما معرفي كنيد شما بدون انجام دادن كاري و بدون صرف هزينه مي توانيد ماهيانه تا 400 هزار تومان حقوق از ما دريافت كنيد پس عجله كنيد تا ظرفيت پذيرش ما كامل نشده براي ثبت نام درسايت ما از لينك زير استفاده كنيد
http://www.vnnu.com/fa?111113142
|
|